تبلیغات
وبلاگ حضرت حجت بن الحسن (ع) - ولایت فقیه را بیشتر بشناسیم

اسلایدر

ولایت فقیه پرتوى از ولایت امام زمان (علیه السلام)، و ولایت امام زمان(علیه السلام)پرتوى از ولایت پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم)، و ولایت پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) پرتوى از ولایت اللّه جلّ و علا است.

از دیدگاه مكتب توحید، مالك همه چیز و همه كس خداست و همچنین مالكیت مطلقه او منشأ حاكمیّت مطلقه اوست. از این رو بنابر اعتقاد موحّدان، هر حكومتى باید از حكومت اللّه سر چشمه گیرد و بر اساس اراده و اجازه او تشكیل شود.

آن زمان كه خداوند پیامبرانش را براى هدایت انسانها فرستاد، حقّ زمامدارى آنان را نیز امضا فرمود و همگان را به تبعیّت و فرمانبرى آنان در همه زمینه ها دعوت نمود.

در باره پیامبر گرامى اسلام فرمود: «فلا و ربك لایؤمنون حتّى یحكّموك فیما شجر بینهم، ثم لایجدوا فى انفسهم حرجاً ممّا قضیت و یسلّموا تسلیماً».

«قسم به پروردگار تو! این مردم مؤمن واقعى نخواهند بود، مگر آنكه حكومت و داورى تو را در همه موارد مورد اختلاف خویش بپذیرند، سپس نسبت به رأى و قضاوت تو ـ حتّى اگر مخالف منافع آنان باشد ـ كاملا تسلیم باشند و حتّى در درون دل خویش، هیچگونه نارضایتى و ناراحتى احساس نكنند».

و نیز در همین باره فرمود: «النبى اولى بالمؤمنین من أنفسهم».

« ـ در رعایت مصالح فردى و اجتماعى ایمان آوردگان ـ ولایت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)بر جان و مال آنان بالاتر و بیشتر از ولایت خود آنان است».

بدیهى است كه این ولایت با رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) پایان نمىپذیرد. و حفظ حدود اسلام و استقرار نظام مسلمین كه حكمت امضاى چنین ولایتى براى آن حضرت(صلى الله علیه وآله وسلم)، بود پس از او نیز استمرار مى یابد. و بدین طریق ائمه بزرگوارى كه وارثان تمام شئون پیامبر ـ غیر از نبوّت ـ مى باشند عهده دار این ولایت و حاكمیت به حساب مى آیند.

امام رضا (علیه السلام) مى فرمایند: «إنّ الامامة خلافة اللّه و خلافة رسوله(صلى الله علیه وآله وسلم) و مقام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خلافة الحسن و الحسین(علیهما السلام). إن الامام زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عزّ المؤمنین، الامام أسّ الاسلام النامى و فرعه السامى. باالامام تمام الصلوة و الزكوة و الصّیام و الحج و الجهاد و توفیر الفیىء و الصدقات و امضاء الحدود و الاحكام و منع الثغور و الاطراف».

«براستى امامت، خلافت از خدا و خلافت رسولخدا (صلى الله علیه وآله وسلم) و مقام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خلافت حسن و حسین (علیهما السلام) است. براستى امامت، زمام دین و نظام مسلمین وصلاح دنیا و عزّت مؤمنان است.

امام، بنیاد رشد كننده اسلام و شعبه والاى آن است. به وسیله امام است كه نماز و زكات و روزه و حج و جهاد شكل مىگیرند و كمال مىیابند و خراج و صدقات فزونى مىپذیرند و حدود و احكام الهى اجراء مىشوند و مرزها و جوانب مملكت اسلامى محفوظ مىمانند».

در این دوران، امام زمان حضرت مهدى (علیه السلام) كه از جانب خدا و به تبعیّت از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) دارنده همه شئونات مذكور است، در پس پرده غیبت بسر مىبرد و از سوى دیگر تردیدى نیست كه باغیبت آن بزرگوار، خداوند حكیم، پیروان او و امّت بزرگ اسلام را بىسرپرست و بلاتكلیف نمىپسندد.

پس یا باید پذیرفت كه خداوند امر تعیین حاكم و ولىّ امر را مطلقاً بر عهده خود مردم وا نهاده است كه ممكن نیست. چون شرایط غیبت، حكمتهاى جعل حاكم و ولىّ امر الهى را تغییر نداده بلكه آن را ضرورىتر مىسازد، و خدایى كه در دوران حضور پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و امام (علیه السلام) مردم را بى رهبر و سرپرست نپسندیده، وا نهادگى آنان را در زمان غیبت امضا نمى فرماید.

و یا باید قبول كرد، كه در دوران غیبت نیز، اشخاصى با بهرهگیرى از ولایت الهى و حق حاكمیت پیامبر و امام، در چهار چوبه كلمات راهگشا و فرمایشات مسئولیت بخش خود آن بزرگواران، حق ولایت و وظیفه سرپرستى مسلمین را بر عهده دارند.

اسحاق بن یعقوب از امام زمان (علیه السلام) طى نامهاى مىپرسد كه به هنگام غیبت شما در حوادثى كه روى مىدهد به چه كسى مراجعه كنیم؟ فرمود:

«اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلى رواة حدیثنا فانّهم حجّتى علیكم و انا حجّة اللّه]

«در حوادث و رویدادهایى كه برایتان پیش مى آید به راویان حدیث ما مراجعه كنید كه آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدایم».

امام حسن عسكرى(علیه السلام) فرمودند: «فامّا من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لأمر مولاه، فللعوام أن یقلّدوه

«هر فقیهى كه نگهدارنده نفس ـ از انحرافات و لغزشها ـ و حفظ كننده دین و مخالف با هواهاى نفسانى و مطیع امر مولاى خویش باشد، بر عامّه مردم است كه تقلید كننده ـ و تابع ـ او باشند».

و امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «ینظر اِنّ من كان منكم ممن روى حدیثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فلیرضوا به حكماً فانّى قد جعلته حاكماً».

«آنان كه باهم اختلافى دارند باید بنگرند و یك نفر از بین شما را كه راوى حدیث ما و صاحب نظر در حلال و حرام، باشد و احكام ما را بشناسد شناسایى كنند و او را «حَكَم» قرار دهند زیرا من او را حاكم بر شما قرار دادم.

ساده اندیشانه خواهد بود اگر كسى بگوید دائره این «حجّت قرار گرفتن» و «لزوم تبعیت و تقلید» و «جعل حاكمیت» فقط منحصر در اختلافات شخصى دو نزاع كننده یا پارهاى فروع فقهى مىباشد، و امام زمان(علیه السلام) و سایر امامان بزرگوار در این فرمایشات به امر مهم حكومت و راهبرى اجتماع بر اساس قواعد اسلام و قرآن، نظرى نداشته و تشكیل حكومت اسلامى و كیفیت پیاده شدن احكام اجتماعى این دین مبین را، در این احادیث ونظایر آنها، نادیده گرفته و دست فتنه پردازان دوره غیبت را در بازیچه قرار دادن نظام اسلام و مسلمین، كاملا باز قرار دادهاند!!

امام راحل (قدس سره) در مبحث ولایت فقیه از «كتاب البیع» بعد از نقل و بررسى دهها دلیل و روایت معتبر مىفرماید:

از آنچه بیان شد نتیجه مىگیریم كه فقهاء از طرف ائمّه (علیهم السلامدر جمیع آنچه در اختیار آنان بوده است، داراى ولایت هستند. مگر دلیلى بر اختصاص امرى خاص به معصوم (علیه السلام)اقامه شود كه در آن صورت، این اصل كلى، استثناء مىخورد ... .

ما قبلا گفتیم همه اختیاراتى كه در خصوص ولایت وحكومت براى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه(علیهم السلام) معیّن شده است، عیناً براى فقیه نیز معیّن و ثابت است. امّا اگر ولایتى، از جهت دیگر غیر از زمامدارى و حكومت، براى ائمه (سلام اللّه علیهم) معین و دانسته شود، دراین صورت فقهاء ازچنین ولایتى برخوردار نخواهند بود. پس اگر بگوییم امام معصوم(علیه السلام)راجع به طلاق دادن همسر یك مرد یا فروختن و گرفتن مال او ـ گرچه مصلحت عمومى هم اقتضا نكند ـ ولایت دارد، این دیگر در مورد فقیه، صادق نیست و او در این امور ولایت ندارد، و در تمام دلایل كه پیشتر راجع به ولایت فقیه گفتیم، دلیلى بر ثبوت این مقام براى فقها وجود ندارد. چنانكه در كلام امام راحل (قدس سره) اشاره شده ولایت فقیه با همه گستردگىاش در حیطه حفظ مصلحت عمومى جامعه اسلامى شكل مىگیرد.

به عبارت دیگر، فقیه جامع الشرایط در هر شرایط زمانى و مكانى و اجتماعى باید راهى رابرگزیند كه مكتب و مقرّرات آن بهتر اجرا شود. و به تعبیر فقها، باید «غبطه مسلمین» را رعایت نماید، به این معنا كه در همه امور باید آنچه را كه بیشتر به صلاح اسلام و مصلحت مسلمین است اختیار كند.

از همین دیدگاه است كه در حكومت اسلامى دوران غیبت، تشكیل قواى سهگانه قانونگذارى، قضایى، اجرایى و نهادهاى نظارتى از طرف فقیه ضرورت مىیابد وبا همه اختیاراتى كه ولىّ فقیه در اداره اجتماع دارد، باز هم مراجعه به آراى مردم در امورى چون تعیین رئیس جمهور و نوّاب مجلس و غیره معنا

پیدا میكند.

منبع:سایت مسجد مقدس جمکران


برچسب ها: ولایت فقیه، ولی فقیه، آیت الله خامنه ای، رهبر، ولایت فقیه چیست،  

تاریخ : چهارشنبه 23 تیر 1395 | 02:41 ب.ظ | نویسنده : علی شریف | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.