تبلیغات
وبلاگ حضرت حجت بن الحسن (ع) - از مدینه تا مکه

اسلایدر

پس از مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰ق)مردم با یزید بیعت کردند.یزید تصمیم گرفت از چند نفری که دعوت معاویه را برای بیعت با یزید نپذیرفته بودند، بیعت بگیرد؛از این رو به حاکم وقت مدینه -ولید بن‌عتبه- نامه‌ای نوشت و او را از مرگ معاویه مطلع ساخت و در نامه‌ بسیار کوتاه دیگری خطاب به ولید نوشت: «‌از حسین بن علی(ع) و عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابی بکر و عبدالله بن زبیر به زور بیعت بگیر و هر کس نپذیرفت گردنش را بزن.‌» 

پس از آن، نامه دیگری نیز از طرف یزید آمد که در آن تأکید کرده بود: «‌نام موافقان و مخالفان را برای من بنویس و سر حسین بن علی(ع) را نیز با جواب نامه به سوی من بفرست». ولید با مروان بن حکم مشورت کرد و سپس عبدالله بن‌عمرو را به دنبال امام حسین(ع)، ابن زبیر، عبداللّه بن عمر و عبدالرحمن بن ابی بکر فرستاد.

امام(ع) به همراه سی نفراز نزدیکان خود به دارالاماره مدینه رفت. ولید خبر مرگ معاویه را به امام حسین(ع) داد و سپس نامه یزید را برای او قرائت کرد که در آن از ولید خواسته شده بود از حسین بن علی(ع) برایش بیعت بگیرد. امام(ع) به ولید فرمود: «‌آیا تو راضی می‌شوی که من در پنهانی با یزید بیعت کنم؛ به گمانم هدف تو این است که بیعت من در حضور مردم باشد.‌» ولید جواب داد: «‌نظر من نیز همین است.‌»  حضرت(ع) فرمود: «‌پس تا فردا به من فرصت بده تا نظر خود را اعلام کنم.‌

حاکم مدینه عصر روز بعد از ملاقات امام(ع)، مأموران خود را به خانه حضرت(ع) فرستاد تا جواب حضرت(ع) را دریافت کنند. امام(ع) آن شب را هم مهلت خواست که با موافقت ولید همراه بود. حضرت(ع) تصمیم گرفت مدینه را ترک کند

با توجه به شرایط پیش آمده، امام(ع) شب یکشنبه، دو شب مانده از ماه رجب و به نقلی دیگر سوم شعبان سال شصت هجری به همراه هشتاد و دو نفر از اهل بیت و یارانش، مدینه را به قصد مکه ترک کرد.. بنابر برخی منابع ایشان شب هنگام نزد قبر مادر و برادر رفت و نماز خواند و وداع کرد و صبح به خانه برگشت.در برخی دیگر از منابع آمده است حضرت(ع) دو شب متوالی را در کنار قبر رسول خدا(ص) بیتوته کرد.

در این سفر به جز محمد بن حنفیه بیشتر خویشاوندان امام حسین(ع) از جمله فرزندان، برادران، خواهران و برادرزاده‌های آن حضرت(ع)، ایشان را همراهی می‌کردند. علاوه بر بنی هاشم، بیست و یک نفر از یاران امام حسین(ع) نیز با ایشان در این سفر همراه شده بودند.

محمد بن حنفیه -برادر امام حسین(ع) - پس از اطلاع از سفر قریب الوقوع حضرت(ع)، برای خداحافظی نزد ایشان آمد. امام(ع) وصیتنامه برای او نوشت که در آن آمده است:

...إنّى لَم اَخْرج أشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسداً و لا ظالماً وَ إنّما خرجْتُ لِطلب الإصلاح فى اُمّة جدّى اُریدُ أنْ آمُرَ بالمعروف و أنْهى عن المنکر و اسیرَ بِسیرة جدّى و سیرةِ أبى علىّ بن أبى طالب
...به درستی که من از روی ناسپاسی و زیاده خواهی و برای فساد و ستمگری، قیام نکردم؛ بلکه برای اصلاح امّت جدّم قیام نمودم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیره جدّم و پدرم علی بن ابی طالب(ع) رفتار کنم....‌» 

امام حسین(ع) با همراهانش از مدینه خارج شد و بر خلاف خواسته نزدیکانش راه اصلی مکه را پیش گرفت.

در میان راه مکه، امام(ع) با عبداللّه بن مطیع برخورد کرد. او از مقصد امام پرسید. امام فرمود: «اکنون آهنگ مكّه دارم. چون آنجا رسم، از خداوند متعال برای پس از آن، طلب خیر خواهم کرد.» عبدالله امام را از مردم کوفه برحذر داشت و از ایشان خواست در مکه باقی بماند.

امام حسین(ع) پس از پنج روز، در سوم شعبان سال شصت به مکه رسید. و مورد استقبال گرم مردم مکه و حجاج بیت الله الحرام قرار گرفتمنبع:ویکی شیعه



برچسب ها: داستان حرکت امام حسین از مکه به مدینه، داستان آغاز حرکت امام حسین، داستان حرکت امام حسین،  

تاریخ : پنجشنبه 23 مهر 1394 | 08:17 ب.ظ | نویسنده : علی شریف | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.